X
تبلیغات
" وبلاگ بيقراران براي شما كاربر عزيز اوقات خوش و خرمي را آرزو دارد و ان شاءالله اميد آن را دارم كه مطالب .نوشتاري ام مورد قبول رضاي پروردگار و شما بازديد كننده ي گرامي واقع شود بیقراران - فارسي سوم راهنمايي از درس 12 تا آخر
درس 12
گام به گام با آفتاب :

تمرين و پرسش:
1 – براي همه كلمه هاي زير دو كلمه هم خانواده بنويسيد:

حرم : احرام ، محرم مفاهيم: مفهوم ، تفهيم پي‌ريزي: پي‌ريز، پي ريزنده
2 – به جاي كلمه هايي كه زير آنها خط كشيده شده است كلمه ي مناسب ديگري بگذاريد:
دانش مردان و فرزانگاني در زمينه هاي گوناگون معارف بشري، از شهرهاي فرهنگ پرور خراسان بزرگ برخاستند.
مردان اهل و دانشمنداني در زمينه هاي مختلف علوم بشري ، از شهرهاي فرهنگ پرورخراسان بزرگ بلند شدند.
3 – شهرهاي مهم خراسن قديم را در زمينه هاي دانش و فرهنگ نام ببريد.
نيشابور، مرو، بلخ، هرات
همه جاي ايران سراي من است .
تمرين و پرسش:
1 – از ميان كلمه هاي زير اسم هاي خاص و عام را مشخص كنيد.
ابوموسي، خليج، سرزمين، هرمزگان، ميهن ، استعمار
خاص -> ابوموسي، هرمزگان
عام-> خليج ، سرزمين، ميهن، استعمار
2 – در عبارت زير نهاد، مفعول و زمان فعل را مشخص كنيد.
خاك دوستان با صفاي باطن و مناعت طبق ساكنانش و بناهاي رفعيش ، تاريخ را در سينه ي خود ثبت كرده است.
نهاد : خاك دوستان
مفعول : تاريخ
زمان فعل : ماضي نقلي (ثبت كرده است)

3 – تك نگاري چه نوشته اي است ؟
نوشته يا اثري كه نويسنده آن با مسافرت خود به منطقه يا شهري گردآوري مي كند. يعني : با بررسي و تحقيق همه جانبه از آداب و رسوم و فرهنگ و منابع اقتصادي به طور كلي در ابعاد گوناگون اثري فراهم مي آورد كه خواننده با مطالعه آن، گويي به همان مكان سفر كرده و آنجا را ديده است.

4 – قافيه ها را در«شعر بهار» مشخص كنيد:
«برزن ، من، خرمن، بهمن، بربط زن، دشمن، گلشن، دامن».

5 – سبك نوشته ي آل احمد را با درس (همسايگان كوير) مقايسه كنيد و چند ويژگي براي سبك نوشته هاي آل احمد بنويسيد.
1. به سبك ساده و روان نوشته است
2. كلمات مترادف در آن چشمگير است.
3 . در برداشتن اطلاعات كافي در مورد ويژگيهاي مناطق مختلف
4. داراي محتواي وطن دوستي است.

فصل پنجم : اخلاق
درس چهاردهم ، پانزدهم و شانزدهم

درس 14
نامه به دوستي درد آشنا:

تمرين و پرسش:
1 – براي هر يك از كلمه هاي زير دو هم خانواده بنويسيد:

استدلال :‌دليل،‌دلالت
سنجش : سنجيدن ،‌سنج
محاصره، حصار ، محصور

2 – در عبارت زير به جاي كلمه هايي كه زير آنها خط كشيده شده، كلمه هاي مناسب ديگري بنويسيد.
دانشمندان همين ممالك پيشرفته معترفند كه ريشه هاي تمدن درخشان فعلي را بايد در تاريخ كشورهايي مانند كشور تو جستجو كنند.

ممالك پيشرفته : سرزمين هاي مترقي
تمدن : پيشرفت
فعلي :‌كنوني
جست و جو كنند : بيابند

3 – چرا نويسنده ي نامه‌، نوميدي مخاطب خود را از كارهاي ناكرده بيهوده مي داند؟

زيرا هر مشكلي با صبر و كوشش برطرف مي شود در كارهاي مشكل و دشوارتر آزمايش بهتري براي سنجش مرد است. پس كار و كوشش با غيرت و شدت نوميدي را به اميد مبدل مي كند.

4 – غير از حرص و آز طبيعي افراد، چه چيز ديگري ثروت كشورهاي در حال توسعه را تهديد مي كند؟

انديشه هاي استعمار اقتصادي كشورهاي قدرتمند و بي رحم كه پيوسته در فكر غرات و ثروت و منابع و معادن كشورهاي در حال توسعه هستند. لذا به هر وسيله ممكن به اين عمل اقدام مي كنند.

عمر عزيز: معني شعر:

اگر سب سفيد افسار طلايي در اختيار نباشد، پياده مي توان به راه ادامه داد و قدم زنان به مقصد رسيد.
و اگر ظرف آب «آبخوري» از زر خالص مقدور نباشد، به جاي آن مي توان از كف دو دست براي آب خوردن استفاده كرد.
اگر جامه گرانبهاي ابريشمين براي تو ممكن نباشد مي تواني با جامه پشمين كهنه جسم خود را بپوشاني.
همه چيزهايي را كه مشاهده مي كني جانشين و بدلي دارند كه با اين جانشينان هدف و آرزو ميسر برآورده مي شود.
اي انسان آگاه چيزي كه جانشيني ندارد و قابل جبران نيست همانا عمر گرامي است پس آن را گرامي بدار و بيهود از دست مده.

دستور زبان 5 – ضمير(1)

كلمه هايي را كه به جاي اسم مي نشينند ضمير مي گويند. ضمير را براي آن مي آوريم كه اسم را تكرار نكنيم. وقتي كه درباره خودمان صحبت مي كنيم، ضمير بكار مي بريم «من» ضميري است كه گوينده سخن وقتي درباره ي خودش حرف مي زند، بكار مي برد. من ،‌تو ،‌او و ضميرهاي شخصي اند. اگر اين ضميرها را درباره اشخاص بيشتري بكار مي بريم، يعني جمع ببنديم مي گوئيم . ما ،شما ، ايشان (با آن ها و آنان) ضمير كلمه اي است كه به جاي اسم مي نشيند. ضمير را براي آن مي آوريم كه اسم را تكرار نكنيم.
ضمير كلمه اي است كه به جاي اسم مي نشيند ضمير را براي آن مي آوريم كه اسم را تكرار نكنيم.
ضميرهايي كه به جاي اسم گويند (اول مشخص) ،‌مخاطب (دوم شخص) و غايب (سوم شخص) مي آيند ضمير شخص نام دارند.

تمرين :
1 – در جمله هاي زير ضميرها را مشخص كنيد:
1 – پدران ت دين و فلسفه و هنر و دانش داشتند
2 – من و تو نبايد فراموش كنيم كه خداوند تنها از راه كار و كوشش به ما كمك مي كند.
3 – در ضمن شهري اگر سربازان را مأمور كنند در مقر فرماندهي كل كاري كنند يا براي زنان زر و زيور بسازند، نسبت به نجات شهركوتاهي كرده اند.
4 – تنها حرص و آز نيست كه آنها را وا مي دارد ثروت خود را بيهوده تلف كنند.

1. ضمير -> تو (دوم شخص مفرد)
2. ضمير : من -> (اول شخص مفرد)
ما -> (اول شخص جمع)
تو -> (دوم شخص مفرد)
4.ضمير : آنها -> ضمير اشاره (جمع)
خود -> ضمير مشترك

درس 15
اسوه زهد و تقوا

تمرين و پرسش:
1 – براي هر يك از كلمه هاي زير دو هم خانواده بنويسيد:

عبارت : عبد، تعبد
خاصمه: خصم، خصومت
گرفتار : گرفته ،‌گرفتني
مزرعه : مزرع ، زراعت

2 – «به راه بياورد» از اين اجزا تشكيل شده است . به + راه + بياورد
(حرف + اسم + فعل) مانند اين چهار مثال يا پنج نمونه ي ديگر در متن اسوه زهد و تقوي بيايد و اجزاي آنها را مشخص كنيد:

به نظر مي رسد _ به + نظر+ مي رسد _ حرف+ اسم + فعل
به طول انجاميد _ به + طول + انجاميد _ حرف + اسم + فعل
به ياد دارم _ به + ياد + دارم _ حرف+ اسم + فعل
به پا ايستاد _ به + پا + ايستاد _ حرف+ اسم + فعل

3 – با توجه به جمله هاي زير براي حاج آخوند 6 تا 8 صفت بنويسيد

مرحوم حاج آخوند در همه ي عمرش با كسي دعوا نكرد، كسي را دشنام نداد، به روي كسي فرياد نكشيد، هرگز از احدي غيبت نكرد. هرگز دروغ نگفت هرگز خلف وعده نكرد. كمترين تجاوزي به حق احدي نكرد و آزاري به كسي نرساند.
حاج آخوند مهربان و فهميده و صبور و پاكدل و مردي راستگو و وفادار و انساني قانع و دلسوز بود.

سيرت زيبا : معني شعر:

روزگار بسيار چرخيده و سال هاي فراوان ديگر نيز دگرگون خواهد شد. لذا انسان آگاه و انسان آگاه و زرنگ هرگز به دنيا اعتماد نكرده و به آن دل نمي بندد.
اي انساني كه توان انجام كار خير را دادي، قبل از فرارسيدن مرگ كار نيكي از خودت به يادگار بگذارد.
اگر از انسان نام نيك باقي و پايدار بماند، شايسته تر از آن است تا كافي گرانبها يا خانه اي طلاكاري شده (براي آيندگان) از او باقي بماند.
ظاهر زيبا و آراسته و پوچ و نابودشدني است. پس اي انسان روش و اخلاق پسنديده از خودت نشان بده از آه دل دردمندان و ستمديدگان و همچنين از نفرين و دعاي پرهيزگاران بترس با افراد بد به بدي و با انسان هاي خوب به نيكي رفتار كن و هنگام مهرباني دلشوز و زمان سخت گيري ديگران جدي و تيز باش.

نگارش 5 – گزارش نويسي

گزارش نوعي نوشته است كه در آن نويسنده اطلاعاتي در مورد موضوعي خاص در اختيار كساني مي گذارد كه از آن مطلع نيستند.
در تهيه گزارش بايد به دقت به مشاهده و جمع آوري اطلاعات پرداخت. ثبت واقعيات در گزارش نويسي ضروري است.

درس 16
آزادي و آزادگي

تمرين و پرسش :
1 – براي هريك از كلمه هاي زير دو هم خانواده بنويسيد

اسارت = اسير، اسرا
رهايي = رهيدن ، رها
موانع = امتناع ،‌ممنوع

2 – خودشناسي چنين تركيب يافته است، خود + شناس (بن مضارع) + ي، سه مثال ديگر پيدا كنيد و اجزاي آن را مشخص كنيد.

پسوند
 +
 بن ماضي
 +
 ضمير مشترك
 
 
ي
 +
 ساز
 +
 خود
 خودسازي
 
ي
 +
 خواه
 +
 خود
 خودخواهي
 
ي
 +
 بين
 +
 خود
 خودبيني
 
ي
 +
 جوش
 +
 خود
 خودجوش
 

 

3 – در دو بيت زير ضميرهاي شخصي را مشخص كنيد
اي كه دستت مي رسد كاري بكن/ پيش از آن كز تو نيايد هيچ كار
نام نيك گر بماند ز آدمي / به كزو ماند سراي زرنگار
بيت اول : ضمير –َ (ت) در دستت -> ضمير متصل شخصي / ضمير تو -> ضمير منفصل شخص
بيت دوم : ضمير -> او -> ضمير منفصل شخصي (كز و مخفف كه از او )
4 – آزادگي با آزادي چه تفاوتي دارد؟
آزادگي رهايي از اسارت خويشتن است اما آزادي رهايي از اسارت و ديگران است. آزادي وقتي حاصل مي شود كه كسي بر انسان تسلط نداشته باشد اما آزادگي با تسلط انسان برخويشتن بدست مي آيد.
آزادي با رفع موانع از محيط بيرون و سامان بخشيدن بدان فراهم مي آيد اما آزادگي نتيجه ي خودشناسي و خودسازي و سامان بخشيدن به نيروها و انگيزه هاي عالم درون است.
بياموزيم
نوشته هايي را كه گيرنده خاصي ندارند نامه سرگشاده مي گويند يا نامه هاي سرگشاده را پست نمي كنند زيرا مخاطبان آن گروه وسيعي از جامعه هستند. نامه سرگشاده يك قالب ادبي است كه نويسنده در آن افكار و عقايد خود را درباره موضوع خاصي بيان مي كند.نامه هاي ادبي گاه كوتاه و در حد يك مقاله يا گزارش چند صفحه اي باشد. گاه نيز ممكن است يك كتاب چند صفحه اي در قالب نامه ي ادبي نوشته شود.
تمرين و پرسش :
1 – ضميرهاي شخصي را در جمله هاي زير مشخص كنيد:
دوست عزيزم ، از نامه ي تو بوي نوميدي مي آيد و اين مايه ي تأسف من شد.
(م) در عزيزم ،‌ضمير متصل يا پيوسته ي مشخص(اول شخص مفرد)
تو -> ضمير منفصل شخصي -> دوم شخص مفرد
من -> ضمير منفصل يا جدا (ي) شخص -> اول شخص مفرد
2 – زمان افعال را بنويسيد:
آورده اند كه چند بار در صحبت ابراهيم ادهم بودند.
محاسن بر خاك نهاده بود و در آتش مي دميد.

شخص
 زمان
 فعل
 
سوم شخص جمع

سوم شخص جمع

سوم شخص مفرد

سوم شخص مفرد
 ماضي نقلي

ماضي ساده

ماضي بعيد

ماضي استمراري
 آورده اند

بودند

نهاده بود

مي دميد
 

 

3 – شعر «عموي عزيز» در چه قالبي سروده شده است؟
مثنوي

فصل ششم : هنر
درس هفدهم ، هجدهم و نوزدهم

درس هفدهم
راهي از تئاتر به سينما

تمرين و پرسش :
1 – براي هر يك از كلمه هاي زير دو هم خانواده بنويسيد:

تابش = تابيدن‌، تابنده
هم حسي = هم حس بودن، هم حس
بيننده = بينش ، بينايي
قدرتمند = مقتدر، اقتدار

2 – از ميان كلمه هاي زير آن ها را كه بن دارند، مشخص كنيد و اجزاي تشكيل دهنده ي آن ها را بنويسيد.
تابش، آتش، نگرش،‌نمايش،‌معاش
مثال : لرزش -> لرز (بن مضارع) + -ِ + ش

اسم مصدر
 ش
 -ِ
 +
 تاب (بن مضارع)
 تابش
 
اسم مصدر
 ش
 -َِ
 +
 نگر(بن مضارع)
 نگرش
 
اسم مصدر
 ش
 -َِ
 +
 نماي (بن مضارع)
 نمايش
 

 

اسم مصدر
 پسوند
 
 بن مضارع
 مصدر
 
گويش
 -ِ ش
 +
 گوي
 گفتن
 
نوازش
 -ِ ش
 +
 نواز
 نواختن
 
جهش
 -ِ ش
 +
 جَه
 جستن
 

 

3 – در يونان قديم نمايش نامه ها چگونه بودند و به چه صورت اجرا مي شدند؟

نمايش در يونان قديم به اوج اعتلا و برتري خود رسيد، مردم در سالن هاي نمايش جمع مي شدند و بازي هايي را مي ديدند كه بر اساس نوشته هاي بزرگترين نمايش نامه نويسان يونان اجرا مي شدند.

4 – درباره اين جمله توضيح دهيد: در تئاتر هم حس قوي است.

چون تماشاگران در نمايش تئاتر بسيار به هنرمند و بازيگر از نظر مكاني نزديك هستند ضمن تأثير پذيري از مفهوم نمايش چه بسا خود را جاي بازيگر و يا كنار او حس مي كنند و در حقيقت محو و غرق اعمال نمايشگر مي شوند و خود را از ياد مي برند.

دستور زمان 6 – ضمير (2)

-َ م ، -َ ت ،‌- َ ش، نيز مانند من و تو «او» ضمير شخص هستند.
- َ م را گوينده بكار مي برد. من تكليفم را زود نوشتم.
-َ ت را براي طرف صحبت بكار مي بريم. علي تكليفت را كي نوشتي؟
-َ ش براي شخص غايت بكار مي بريم. زهرا تكليفش را بعد از ظهر نوشت.
اگر اين ضميرها را درباره اشخاص بيشتري بكار ببريم، يعني جمع ببنديم، مي گوئيم: جان،‌تان،‌شان
ضميرهاي پيوسته ي شخص دو دسته هستند:
1 – ضميرهاي پيوسته براي اول شخص، دوم شخص و سوم شخص مفرد: -َ م ،‌-َ ت ، -َ ش
2 – ضمير پيوسته براي اول شخص، دوم شخص و سوم شخص جمع به ترتيب مان ، تان ، شان

تمرين :
1 – ضميرهاي شخصي را در جمله هاي زير مشخص كنيد:

پدر و مادرش بازيگوش بودند.
ش -> در مادرش ضمير متصل شخص -> سوم شخص مفرد
پس از مدتي فيلم نامه هايش را خودش نوشت
ش -> نامه هايش -> ضمير متصل شخص -> سوم شخص مفرد
سعي كنيد، نوشته هايتان را حداقل يك بار بخوانيد و اشتباهاتش را اصلاح كنيد.
تان -> نوشته هايتان -> ضمير متصل شخص -> دوم شخص جمع
بايد آينده ي كشورمان را با دست هاي تواناي خود بسازيم :
مان -> كشورمان -> ضمير متصل شخص -> اول شخص جمع

درس 18
شعر ماندگار

تمرين :
1 – براي هر يك از كلمه هاي زيردو هم خانواده بنويسيد:

مظهر ،‌اظهار،‌تظاهر
سرگذشت ، گذشتن ،‌گذرنده
اصالت ، اصيل ،‌اصل
مصداق، صادق، مصاديق

2 – در ميان كلمه هاي زير آنها را كه نسبت به هم متضاد هستند، دو به دو كنار هم بنويسيد.
زودگذر، شهرت، ناشناخته ، عمومي، گمنامي، معروف، خصوصي ، ماندگار، نياز

زودگذر # ماندگار
شهرت # گمنامي
ناشناخته# معروف
عمومي # خصوصي
بي نيازي# نياز

3 – در جمله هاي زير ضماير شخصي را مشخصي كنيد و نوع آنها را بنويسيد.
تأمل در آثار گذشتگان و آنان كه سخنانشان باقي مانده و قبول عام يافته است اين نكته را روشن مي كند كه ممكن است شعري مدتها ناشناخته بماند و رواجي پيدا نكند و بعد بدرخشد و قوت تأثيرش پايدار باشد. مقصود آن نيست كه نبايد كسي مطلقاً احوال و تجارب مشخص خود را در شعرش بياورد.

ضماير-> شان در سخنانشان -> ضمير شخص پيوسته _ سوم شخص جمع
ش در تأثيرش -> ضمير شخص پيوسته _ سوم شخص مفرد
ش در شعرش -> ضمير شخص پيوسته _ سوم شخص مفرد
ضماير ديگر : آنان – آن – خود

4 – در بندل اول درس «شعر ماندگار» دو فعل ربطي و يك تركيب وصفي (موصوف و صفت) بيابيد.

افعال ربطي -> است ،‌شود – گردد / تركيب وصفي -> عمر زودگذر – كاري دشوار

نگارش 6:

تهيه روزنامه ديواري يك فعاليت گروهي نگارش است كه براي روز استعدادهاي گوناگون دانش آموزان در نويسندگي ، فرصت مناسبي است يك روزنامه ديواري شامل مقاله ،‌داستان، شعر ، گزارش ، يا مصاحبه ،‌اخبار مدرسه، لطيفه ادبي، معما و جدول كلمات متقاطع است. براي تهيه روزنامه ديواري بايد قبلاً نوع همكاري افراد گروه مشخص شود.

درس 19
از بلخ تا قونيه ، از خامي تا سوختگي

تمرين :
1_ براي هر يك از كلمه هاي زير و هم خانواده بنويسيد:

مهاجم = تهاجم ، هجوم
خواهش = خواهان،‌خواه
صلاح = مصلح ،‌اصلح

2 – كلمه هاي ستون الف را به وسيله خطي به كلمه ي مناسب از ستون ب وصل كنيد و كلمه ي جديد بسازيد:

كلمه ي جديد
 ب
 الف
 
جان آشوب

خانمان سوز

سوخته جان

صافي ضمير

رهسپار
 جان

فروش

زا

آشوب

سپار
 جان

خانمان

سوخته

صافي

دارو
 
داروفروش

وحشت زا
 ضمير

سوز
 ره

وحشت
 

 

3 – هر يك از جمله هاي رديف الف را به جمله ي مناسب از رديف ب وصل كنيد.

الف
 ب
 
1 – هنگامي كه شمس وارد قونيه شد

2 – مولانا چنان به او دل بست كه ..
 1 – سال بعد از قونيه بار سفر بست

2 – شهره ي عام  وخاص اند
 
3 – از آن ميان مثنوي معنوي و غزليات وي كه به ديوان شمس معروف است

4 – سرنوشت او آن بود كه

5 – شمس كه در بيست و هفتم جمادي الاخر سال 642 به قونيه وارد شده بود
 3 – مولانا جلال الدين در چهار مدرسه شهر درس مي داد.

4 – بي حضورش لب به سخن نمي گشود

5 – پنج سال بيش در زادگاه خود نپايد
 


غوغاي بهار : معني شعر :
بار ديگر گل بنفشه با قامتي خميده به طرف سوسن آمد. گل سرخ دوباره با فرارسيدن بهار غنچه خود را شكوفا مي كند.
باز هم به شروع بهار، درختان با برگ هاي سبز، خرم و با نشاط، با مستي و ناز به سرعت باد از راه رسيدند.
سرو خوش قامت به سرعت نشانه هاي پائيز را نابود كرد و گل زيباي لاله، از بالاي كوه بسر برآورده كه بهار از راه رسيده است.
بار ديگر گل سنبل شكوفا شد و به ياسمن سلام كرد، گل ياسمن بعد از جواب سلام گفت : «اي جوانمرد فصل بهار است به گلستان بيا .»
سيب گفت : اي ترنج تو از چه چيز نگران و رنجيده خاطر هستي؟ترنج جواب داد: من از ترس چشم زخم بد خواهان جرأت آشكار شدن ندارم . پرنده فاخته در حاليكه آواز «كوكو» مي خواند از راه رسيد و پرسيد يار كجاست؟ بلبل خوش آواز در جواب فاخته گل را به آن نشان داد.

بياموزيم :
آن كه چه تاكنون با عنوان «حكايت » در پايان هر فصل كتاب فارسي خوانده ايد، لطيفه هاي ادبي هستند. لطيفه هاي ادبي سخني است همراه با نكته اي لطيف و دقيق كه فهم آن مشكل نيست اما تعبيرش دشوار است.
درون مايه لطيفه هاي ادبي طنز است. طنز به ظاهر خواننده را مي خوانند اما درپس تبسم يا خنده به نكته اي از مسائل اجتماعي توجه مي دهد. هر چه مايه ي خندان بيشتر و نكته ي اجتماعي ضعيف تر باشد، نوشته به هزل و فكاهي نزديك تر مي شود.

تمرين و پرسش :
1 – در بيت هاي زير از اميان كلمه هايي كه زير آن ها خط كشيده شده است اسم ها و صفت ها را مشخص كنيد:
باز بنفشه رسيد جانب سوسن دو تا / باز گل لعل پوش مي بدراند قبا
سرو علم دار رفت سوخت خزان را به لقب / و ز سر كه رخ نمود لاله شيرين لقا
اسم ، بنفشه، سوسن، گل ،قبا، سرو، خزان ، لاله
صفت : لعل پوش – علم دار – شيرين لقا

2 – در شعر زير چرا شاعر مرداب و رودخانه را به ترتيب آفتاب پوسيده و ماه زنده ناميده است؟
روي مرداب،‌اين آفتاب پوسيده
روي رودخانه،‌اين ماه زنده، نام تورا مي نويسم.
زيرا مرداب راكد و بي حركت بوده شاعر آن را به آفتاب پوسيده تشبيه كرده است يعني آن را بي خاصيت و بي اثر دانسته كه مايه تحول و دگرگوني نمي شود. اما چون رودخانه جاري است و تغيير و تحول پيدا مي كند و آن را به ماه زنده تشبيه كرده است.

فصل هفتم : علم
درس بيست ، بيست و يكم و بيست و دوم

درس بيستم
مردي از نوا در علم و دانش

تمرين و پرسش:
1 – براي هر يك از كلمه هاي زير دو هم خانواده بنويسيد:

نخستين ، حسن ، محاسن
سعادت،‌سعيد،‌مسعود
اكرام، تكريم،‌مكرم

2 – از ميان تركيب هاي زير، تركيب هاي وصفي را مشخص كنيد
مجمع علمي ، پيشواي اسماعيليان، سعادت واقعي،‌كتاب خانه ي عظيم، رصد خانه مراغه ، آثار نفيس، استيلاي مغول

تركيب وصفي -> جمع علمي – سعادت واقعي – كتاب خانه عظيم آثار نفيس
تركيب اضافي -> پيشواي اسماعليان – رصد خانه مراغه – استيلاي مغول

3 – خواجه نصير براي تأسيس رصد خانه ي مراغه چه كرد و از كمك چه كساني استفاده كرد؟

دانشمندان رياضي و منجمان را از نواحي مختلف كشورهاي اسلامي براي همكاري در اين طرح دعوت كرد،‌همچنين دستور داد كتاب هايي را كه در مطالعات رياضي و نجوم مورد احتياج بود از تمام شهرهاي مهم جمع كردند و به مراغه آوردند و در آنجا كتابخانه عظيمي تأسيس كرد كه شماره كتاب هاي آن را تا چهار صد هزار نوشته اند.

4 – جمله هاي رديف الف را با خطي به جمله ي مناسب از رديف ب وصل كنيد تا معني آن كامل شود.

الف
 ب
 
1 – خواجه دستورداد، كتاب هايي را كه در مطالعات رياضي  و نجوم مورد احتياج بود

2 – هولاكو فرمان داد تا آن چه براي رصدخانه لازم باشد

3 – علم .... ر اعملاً‌آموخت و به علوم نظري و رياضيات كه پايه و اساس علوم است
 1- توجه خاص مبذول داشت

2 – از تمام شهرهاي مهم جمع كردند و به مراغه آوردند كه دوره هاي هولاكو به ترتيب دانشمندان و نگهداري كتب همت گماشت

4 – در اختيار خواجه بگذارند
 

 

بخش شعري درخت بقا : معني شعر :

شيخ خنديد و به او گفت اي مرد عاقل و دانا اين كه تو در جستجوي آن هستي علم ناميده مي شود.
اي بي خبر و نادان تو به ظاهر توجه كرده و بدنبال آن رفته اي به همين دليل از معني و محتواي آن به بهره و بي نصيب مانده اي گاهي آن را درخت و زماني خورشيد خوانده اند، زماني آن را به دريا و گاهي به ابر پرباران همانندش مي كنند.
نام آن يكي اما فوايد و آثارش بي اندازه است، كوچكترين نشانه اش زندگي جاودان و شهرت هميشگي است.

دستور زبان 7 – جمله هاي ساده و مركب:

جمله مركب جمله اي است كه از دو جمله ساده تركيب شده است . مانند -> خواجه نصير به علوم نظري ، كه پايه و اساس علوم است ،‌توجه داشت جمله ساده جمله اي است كه فقط يك فعل داشته باشد جمله ي مركب جمله اي است كه در آن بيشتر از يك فعل بكار رفته باشدجمله هاي ساده بوسيله يك حرف ربط با هم پيوند مي يابند و جمله مركب مي سازند. جمله ي مركب براي جلوگيري از تكرار بعضي از اجزاي جمله هاي ساده بكار مي رود

تمرين :
1 – هر كدام از دو جمله ي ساده را به يك جمله ي مركب تبديل كنيد.

1. علي به درس رياضيات علاقه دارد.
2. رياضيات از درس هاي مشكل است.
-> علي به درس رياضيات كه از درس هاي مشكل است، علاقه دارد.
1. خواجه نصير،‌هولاكو را به برانداختن اساس خلافت عباسي ترغيب كرد.
2.اساس خلافت عباسي جز بر پايه ي ظلم و بيداد نبود.
-> خواجه نصير هولاكو را به برانداختن اساس خلافت عباسي كه جز بر پايه ي ظلم و بيداد نبود ترغيب كرد.
1 . طبق دستور خواجه نصير كتاب ها را از تمام شهرهاي مهم جمع كردند.
2.كتاب ها در مطالعات رياضي و نجوم مورد احتياج بود.
-> طبق دستور خواجه كتاب هايي را كه در مطالعات رياضي و نجوم مورد احتياج بود از تمام شهرهاي مهم جمع كردند.

درس 21
وقتي خورشيد مي گيرد:

تمرين و پرسش :
1 – براي هر يك از كلمه هاي زير در هم خانواده بنويسيد.

وقوع ، وقايع ،‌واقعه
نظاره، نظارت ، منظور
گداخته ، گداز ، گدازنده
مشاهده ، شاهد،‌مشهود

2 – در جمله هاي زير قيدها را مشخص كنيد:
ناگاه در قسمت بالاي قرص تاريك خورشيد، زبانه آتشي به رنگ مس گداخته چند لحظه شعله كشيد و بلافاصله هلال نازكي از بالاي خورشيد آشكار شد كه گودي آن رو به پايين بود.

قيدها -> (ناگاه ، چند لحظه ، بلافاصله) قيد زمان هستند.

درس 22
پاسداري از زبان فارسي

تمرين و پرسش :
1 – براي هر يك از كلمه هاي زير دو كلمه ي هم خانواده بنويسيد:

معبر ،‌عبور ،‌عابران
ساختار، ساختگي،‌ساخته
تضمين ، ضمانت، ضامن

2 – كلمه هاي رديف الف را در مقابل كلمه هاي رديف ب بنويسيد ك سپس توضيح دهيد كه كدام ها تركيب وصفي هستند.
الف : لغوي ، طمع ، نحوي،‌مادي،‌معاصر ، ضرورت ، مشترك
ب : ساختار ، جهان، بي سليقگي، چشم ، زبان‌،وقت ، زندگي

تركيب وصفي : ساختار نحوي ،‌جهان معاصر بي سليقگي لغوي، زبان مشترك،‌زندگي مادي
تركيب اضافي : چشم طمع،‌وقت ضرورت

3 – زبان را از چه جهت به دريا تشبيه كرده اند؟

از جهت پاكسازي مواد آلوده كننده كه وارد آن مي شوند و زندگي معنوي ما نيز به آن بستگي دارد و هر گاه ميزان آلودگي از ظرفيت پاك سازي فراتر رود اين دريا توانايي سالم سازي را از دست خواهد داد.

4 – ساكنان شهر زبان فارسي چه وظيفه اي به عهده اي دارند؟

وظيفه آنها حفظ و پاسداري از ميراث گرانقدري است كه بزرگان علم و ادب مانند : فردوسي ، سعدي، حافظ و ... به يادگار گذاشته اند و سالم نگهداشتن ساختاري دستوري و نحوي زبان فارسي از خطرات احتمالي

به نام او : كشف الاسرار و عده الابرار:

از مهم ترين تفسيرهاي فارسي است از قرآن تأليف «ابوالفضل رشيد الدين ميبدي» است. اين تفسير در قرن ششم هجري تأليف شده است و در حقيقت شرحي است بر تفسير قرآن خواجه عبدالله انصاري كشف الاسرار از نثرهاي زيبا و بسيار دل نشين زبان فارسي است.

تمرين و پرسش :
1 – در سه سطر اول بند دوم درس بيست و يك جمله هاي مركب را مشخص كنيد:
زبان فارسي دريايي است كه حيات معنوي ما بسته به آن است. اين دريا تا حدي ظرفيت و پاكسازي مواد آلوده كننده اي را دارد كه بدان وارد مي شود. هر گاه ميزان آلودگي از ظرفيت پاكسازي فراتر رفت دريا توانايي سالم سازي را از دست خواهد داد.

2 – يك تعريف براي زبان بنويسيد؟
زبان وسيله اي است كه مي تواند بوسيله آن به رد و بدل كردن افكار و انديشه بپردازد و با ديگران ارتباط برقرار كند.

3 – سطر آخر درس، «به نام او» كداميك از سوره هاي قرآن كريم را به ياد شما مي آورد؟ آيات مربوط به آن را بيان كنيد.
سوره حمد – اهدنا الصراط المستقيم، صراط الذين انعمت عليهم غيرالمغضوب عليهم و الضالين.

 

+ نوشته شده توسط برزگر در چهارشنبه 23 اسفند1385 و ساعت |